تبليغاتX
خانه کوچک من

خانه کوچک من


پس از مردن چه خواهد شد ، نمی دانم
نمی خواهم بدانم
کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت
ولی بسیار مشتاقم
که از خاک گلویم سوتکی سازد
گلویم سوتکی باشد
به دست کودکی گستاخ و بازیگوش
و او یکریز و پی در پی
دم گرم خودش را در گلویم سخت بفشارد
و فریاد گلویم
گوش ها را بر ستوه آرد
و خواب خفتگان
آشفته و آ شفته تر سازد
و گیرد او
بدین ترتیب تاوان سکوت و انتقام
اختناق مرگبارم را ...

                                 " موسوی اهری "
اضافه شد :

منبع:
"صدای شعر امروز " به گزینش : " احمد منطقی " و " بهمن مه آبادی "

 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 23  توسط landlord  | 


چه جای ماه ،
که حتی شعاع فانوسی
درین سیاهی جاوید کورسو نزند

به جز طنین قدم های عابران ملول
صدای پای کسی
سکوت مرتعش شهر را نمی شکند

به هیچ کوی و گذر
صدای خنده مستانه ای نمی پیچد

کجا رها کنم این بار غم که بر دوش است ؟
چراغ میکدۀ آفتاب خاموش است !

                                                 " فریدون مشیری "

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 22  توسط landlord  | 

 

دیرگاهی است در این تنهایی
رنگ خاموشی در طرح لب است .
بانگی از دور مرا می خواند ،
لیک پاهایم در قیر شب است .

رخنه ای نیست در این تاریکی :
در و دیوار به هم پیوسته
سایه ای لغزد اگر روی زمین
نقش وهمی است ز بندی رسته .
نفس آدم ها
سر به سر افسرده .
روزگاری است در این گوشه پژمرده هوا
هر نشاطی مرده است .
دست جادویی شب
در به روی من و غم می بندد .
می کنم هر چه تلاش
او به من می خندد .
نقش هایی که کشیدم در روز ،
شب ز راه آمد و با درد اندود .
طرح هایی که فکندم در شب
روز پیدا شد و با پنبه زدود .
دیرگاهی است که چون من همه را
رنگ خاموشی در طرح لب است
جنبشی نیست در این خاموشی :
دست ها ، پاها در قیر شب است .

                                             " سهراب سپهری "

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 23  توسط landlord  | 



 همه چیزایی که زندگی رو می سازن شدن یه پس زمینه ، یه پس زمینۀ محو و کدر ...
.
.
.
هیچ چیز معنای خاصی نداره ...

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 0  توسط landlord  | 


میگن گرگ اگه به یه گله بزنه ، ( و البته چوپان و سگ هم نباشه ! ) یکی رو بر نمی داره بره ، اونقد عطش داره که هفتاد تا گوسفند رو خفه می کنه !
بعدشم خودش هلاک می شه ....

بیچاره گرگ ...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 20  توسط landlord  |