خوشم میاد که این همه سرما و برف رو ، بچه ها به بازی می گیرن ! گلوله هایی که هزار هزار برابر دونه های کوچولوی برفه رو میندازن تو آسمون ! آدم برفی می سازن ... می خندن ...
شکر .
پ.ن.
*دیگه برف رو اونجوری که همیشه دوس داشتم دوس ندارم .... به خاطر اون فکر سردی که آروم می خزه توی ذهنم ... فکر سقفی مثل آسمون ...
*امتحان بیست و هفتم لغو شد و افتاد سیزدهم بهمن ! خوشحال نشدم اما یه کمی کیف کردم !